ادله اثبات دعوي
دليل در لغت به معني راهنما،رهبر،راه و بينه آمدهاست.
ودر اصطلاح حقوقي،ماده 194ق.آد.م آنراچنين تعريف نموده:«دليل عبارت از امري است كه اصحاب دعوي براي اثبات يا دفاع از دعوي به آن استناد مي نمايند.
ادلة اثبات دعاوي (اعم از دعاوي جزايي و حقوقي) در قوانين مختلف به صورت پراكنده آمده است. از جمله در قانون مدني به طور كلي پنج دليل براي اثبات دعوا ذكر شده كه عبارتنداز: شهادت،اقرار، اسناد کتبی، امارات و سوگند. در قانون مجازات اسلامي «علم قاضي نيز جزء ادلة اثبات معرفي شده است. در جايي ديگر از همين قانون «قسامه» نيز در خصوص قتل و جرح، به ادلة اثبات افزوده شده است. تحقيق محلي» نيز كه در قانون مدني ذكري از آن نشده بود، در قانون آئين دادرسي دادگاههاي عموميوانقلابدرامورمدني1379ودرمواد248تا256آن،به همراه جزئيات بيان شده است.
کارشناسیونیابتقضایینیزبهاستنادقانونآییندادرسیمدنی(مواد257تا269و290تا294)ازاعداددلایلاثباتدعوامحسوب میشوند.بنابرايندهنوعدليلبهطوركليدرقانونآمدهاست،
همانطور كه قبلاً اشاره شد، قانون مجازات اسلامي، علم قاضي را در ذيل ادلة اثبات برخي از جرايم آورده و در برخي از جرايم، مورد اشاره قرار نداده است اما با استناد به اطلاق ماده 105 ق.م.ا. ، علم قاضي را ميتوان به جرايمي كه ذيل ادلة اثبات آنها ذكر نشده است سرايت داد. مطابق اين ماده علم قاضي از جمله ادلة اثبات مطلق جرايم واجد جنبه حقاللهي و حقالناسي است.اما نكتة قابل توجه در اين ماده، استفاده مقنن از لفظ «حاكم» است و علم حاكم را از جملة ادلة اثبات جرايم دانسته است.

قسامه:به عنوان دليل اثبات جرم تنها مخصوص جنايات است. كه در قتل عمد ثابت كننده قصاص نفس و در قتل شبه عمد و خطاي محض، ثابت كنندة ديه است. اما در جراحات اگرچه عمدي باشد، با قسامه فقط ديه ثابت ميشود.
قسامه در واقع زماني قابليت اعمال براي اثبات جرم مييابد كه حاكم به ارتكاب قتل (يا جرح) از جانب متهم ظن پيدا كند كه در اين صورت مورد از موارد لوث است و در صورتيكه مدعي بينهاي نداشته باشد با قسم پنجاه نفر مرد از خويشاوندان و بستگان نسبي وي، در قتل عمد قصاص ثابت ميشود كه اين نصاب براي قتل شبه عمد و خطاي محض، بيستوپنجنفرمردخواهدبود.
اقرار: در صورتي كه با وجود شرايط قانوني آن (عقل، بلوغ، اختيار و قصد مقرحين اقرار) صورت گيرد، جزميترين و در عين حال سادهترين راه براي اثبات جرم است. چرا كه مرتكب، شخصاً با اقرار خود، مسووليت ناشي از عمل ارتكابي خويش را بر عهده ميگيرد.
سند : بموجبماده1284ق.م «هرنوشته ی که دردفاع و دعوا قابل استناد باشد»، سند در صورتی اعتبار دارد که دارایی امضاء باشد. امضاء : عبارت از هرگونه علامت انحصاری است که در زیر نوشته گذاشته می شود و بر هویت فرد امضاء کننده و تأیید نوشته توسط او، دلالت می کند.
اقسام سند
1-عادی : هرگاهسند به وسیله ی یکی از مأمورین رسمی تنظیم اسناد تهیه شود لیکن ،مأمور،صلاحیت تنظیم آن سند را نداشته و یا رعایت ترتیبات ومقررات قانونی را در تنظیم سندنکرده باشد ،سند مزبور در صورتی که دارای امضاء یا مهر طرف باشد ،عادی است م1289ق.م «هرآنچه سند رسمی نباشد ،عادی است»
2-رسمی : م1287ق.م « اسنادی که در اداره ی ثبت اسناد واملاک ویا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مأمورین رسمی ،درحدود صلاحیت آنها و بر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند رسمی است»
تفاوت های اسناد عادی با اسنادرسمی
1-درسندعادی امکان ادعای انکار وتردید وجود دارداما در سند رسمی نمی توان انکاروتردید نمود بلکه فقط می توان ادعای جعلیت مطرح کرد م72ق.ث. «کلیه ی معاملات راجعه به اموال غیر منقول که بر طبق مفررات ثبت املاک ثبت شده است نسبت به طرفین معامله و قائم مقام قانونی آنها و اشخاص ثالث دارای اعتبار کامل و رسمیت خواهد بود»
وم 1292ق.م «در مقابل اسناد رسمی یا اسنادیکه اعتبار اسناد رسمی را دارند ،انکار وتردید مسموع نیست وطرف می تواند ادعای جعلیت به اسناد مزبور کند یا ثابت نمایدکه اسناد مزبور به جهتی از جهات قانونی از اعتبار افتاده است».
2- چنانچه رونوشت سندرسمی گواهی گردد ،دردادگاه جهت دادرسی کفایت می کند ولی سند عادی این ویژگی را ندارد.
3-اگر در سند قانونگزار تصریح کرده باشد که نسبت به افراد ثالث مؤثراست ،سند می تواند هم نسبت به امضاء کننده وهم قائم مقام وهم شخص ثالث ،مؤثرباشد.م7ق.ث
ارائه ی سند : چنانچه مدعی براساسسندی ادعای مبلغیرا نسبت به شخص دیگر نمایدمدعی علیه با استناد به سندی که د ر دست طرف مقابل است ،ادعا می کند که طلبوجود ندارد .مقرراتی که در این زمینه وضع شده اند ،دوگونه است .
در صورتی که شخص بفهمد سندی به زیان او جعل شده است ،می تواند اقامه ی دعوای جعل نماید و با اثبات جعلیت سند حکم جعلیت آن را اخذ کند و از نگرانی آن فارغ شود.
راههای تشخیص اصالت سند
1-تطبیق سند با اسناد دیگر : مثلاٌ خواهان به استناد سند عادی با ادعای خرید مالی ،علیه فروشنده اقامه ی دعوا و آن را مطالبه می کند، خوانده به اصالت سند تعرض می کند .برای تشخیص اصالت این سند به سند دیگری توجه می شود که مفاد سند مورد تعرض را تأیید می کند مانند؛ چک که بابت ثمن داده شده و فروشنده ،وجه آن را وصول نموده است.
2-کمک گرفتن از گواهان و آگاهان : منظور گواهان وآگاهانی است که در سند گواهی نوشته یا مهر ویا امضاء شدن سند را ، دیده اند. البته این راه گرچه راهکار خوبی است ولی نیاز به احتیاط بیشتری دارد زیرا که ممکن است برخی به استناد اسناد غیر اصیل و به همراهی گواهان غیر صادق در صدد تضییع حقوق دیگران باشند.
3-تطبیق سند ،خط،نوشته، اثرانگشت و…با اسناد مسلم الصدور،اسناد مسلم الصدور اسنادی هستند که صدور آنها مسلم شمرده شده و می توانند اساس تطبیق قرار بگیرند. مثلاٌ در دعوایی چکی مورد استناد قرار گرفته است و به اصالت آن تعرض شده اما دادگاه در پی رسیدگی حکم به اصالت آن داده باشد، مفاد این چک می تواند در دعوایی که به استناد سند دیگری اقامه گردیده و به اصالت آن تعرض شده باشد برای تشخیص اصالت سند مورد تعرض ،مورد استفاده قرار گیرد
4-سند مورد توافق طرفین : هرگاه طرفین در انتخاب سندی توافق کنند ،سند می تواند اساس تطبیق قرار گیرد.حتی اگر قانونگزار آنرا در فرض عدم توافق مسلم الصدورنداند.مثلاً برای نمونه خوانده نسبت به اصالت سفته ایکه منتسب به مورث او است تردید نماید وطرفین توافق نمایند که سفته ی دیگر ،چک ،نامه خصوصی و…اساس تطبیققرارگیرد .دادگاه باید آنها را اساس تطبیق قراردهد.
5-سند عادی ارائهشدهای که مورد تعرض واقع نشده است: با توجه به مفهوم م222ق.آ.د.م. محتویالت ومندرجات سند عادی که در دعوای ابراز گردیده و نسبت به اصالت آن تعرض نشده در دعوای دیگر می تواند اساس تطبیق قرار گیرد.
6-سند رسمی : سندرسمی هم می تواند اساس تطبیق قرارگیرد باالخصوص اگر اصالت آن محرز شده باشد.
یکی از ایراداتی که معمولاً به اسناد وارد می شود،ایراد صوری بودن آن است که با ادعای جعل ،تردید وانکا متفاوت است اما باید دانست که اصولاً صوری بودن ناظر به قصد متعاملین در هنگام انعقاد عقد است که ممکن است به نحوه ی تنظیم سند به وجود بیاید .ادعای صوری بودن هم در سند عادی و اسناد رسمی ،امکان دارد.احراز قصد واقعی متعاملین از وظایف سردفتر نمی باشد(لذا ممکن است در اسناد رسمی،صوری اقدام کند) لذا بر عدم احراز قصد واقعی(نبود قصد واقعی ) مجازات برای سردفتروجود ندارد.
باید دانست که ادعای صوری بودن در صورتی که ثابت شود سند را از حجیت ساقط می کند.
شهادت:عبارتاستازاینکهبهنفعیکیازاصحابدعواوبرضرردیگریاعلاماطلاعوخبرازوقوعامریکند.شهادتشهودمرسومترین دلیلاثباتدعوا(کیفرییاحقوقی)دردادگاههایایراناست،متاسفانهدادگاههادرخصوصتحقیقازگواهانوقتکافیصرفنمیکنندواز گواهانبهطورجامعودقیقتحقیقبعملنمیآید،لذادربسیاریازمواردحقوقمردمبصرفشهادتکذبگواهپایمالمیشود،باعنایتبه اینکهدعاویبسیاریباشهادتشهودبهصدوررایمیانجامدحقایناستکهازگواهانتحقیقجامعتریبعملبیایدوچنانچهلازمباشدچند بارجلسهدادرسیتجدیدتاصحتگواهیبرایدادگاهثابتوآشکارگردد.
سوگند : ،عبارت از اخبار تشریفاتی است که به موجب آن شخصی ،خداوند یا سایر مقدسات را بر درستی یا پا بر جا ماندن تعهدات گواه می گیرد.ماده1325ق.مدنیمقررمیدارد: « در دعاوی که به شهادت شهود قابل اثبات است مدعی می تواند حکم به دعوای خود را که مورد انکار مدعی علیه است منوط به قسم او نماید » م1335ق.م نیز بیان می کند : « توسل به قسم وقتی ممکن است که دعوای مدنی نزد حاکم به موجب اقرار یا شهادت یا علم قاضی بر مبنای اسناد یا امارات ثابت نشده باشد ،در این صورت مدعی می تواند حکم به دعوای خود را که مورد انکا مدعی علیه است ،منوط به قسم او نماید» و م271ق.آ.د.م « درکلیه ی دعاوی مالی و حقوق الناس از قبیل نکاح ،طلاق ،رجوع در طلاق ،نسب ،وکالت و وصیت که فاقد دلائل و مدارک معتبر دیگر باشد سوگند شرعی می تواند ملاک و مستند صدور حکم دادگاه ،قرار گیرد».
نیابت قضایی:از آنجایی که حوزه ی قضایی را قانون معین می کند ودربرخی موارد ممکن است ،تحقیقات محلی ،کارشناسی ،آگاهی ازطریق آگاهان یا شاهدان خارج از حوزه ی قضایی ،صورت پذیرد.چون این امور خارج از مقر (حوزه ی قضایی) دادگاه است ودادگاه طبق قانون نمی تواند از حوزه ی قضایی خود خارج شود. بنابراین دراین موارد دادگاه می تواند به دادگاه آن حوزه نیابت دهد که تحقیقات لازم را به عمل آورد و به دادگاه نیابت دهنده بفرستد وچون ممکن است تهیه ی دلایل ،معاینه و… در داخل کشور ممکن نباشد و به خارج از کشور مرتبط باشد در این صورت دادگاه می تواند به دادگاهی موجود در خارج از کشور نیابت قضایی بدهد.( م290-294ق.آ.د.م)
کارشناسی:هرگاهکسباطلاعازموضوعدعوابهلحاظفنیوعلمیبودنآنخارجازعهدهوتواندادرسباشدموضوعبهکارشناسیارجاع میشود.ماده83قانونآ0د.ک.دراینخصوصمیگوید:”ازاهلخبرههنگامیدعوتبهعملمیآیدکهاظهارنظرآنانازجهتعلمییافنی ویامعلوماتمخصوصلازمباشدازقبیلپزشک،داروساز،مهندس،ارزیابو…”
گرچه معمولاً دلیل موجب اقناع درونی دادرس می شود اما در مواردی مانند اقرار و سوگند و .. دادرس به دستور قانون وصرف نظر از باور درونی خود،مکلف است آنچه را که مورد اقرار و سوگند و.. ، قرار گرفته است ،واقعی شمارد و بر اساس آن حکم صادر کند. مثلاً؛ اگر خوانده اقرار کند که من به خواهان بدهکارم ،قاضی مکلف است آن را بپذیرد ولواینکه باور درونی برایش به وجود نیامده است. زیرا که قانونگزار آن را (اقرار، سوگند و..) ، جانشین باور وجدانی دادرس قرارداده است.
همیشه دلیل مطابق با واقع نمی باشد ودر نتیجه نمی تواند واقعیت را بیان کند مانند اینکه؛ دارنده ی سفته وجه آن را از صارد کننده گرفته ولی لاشه ی آن را به صادرکننده نداده است و رسیدی مبنی بر دریافت وجه سفته را به صادر کننده ی سفته ، نداده است. در این صورت، دارنده ی سفته می تواند با استناد به سفته مذکور اقامه ی دعوا کند ودادرس براساس سفته ی او حکم به نفع دارنده ی سفته صادر می کند.
ابزارهای مانند نوار ضبط ،سی دی و.. نمی توان به عنوان دلیل استفاده نمود بلکه آن اماره تلقی می شوند.
وظیفه طرفین دعوا است که برای اثبات دعوا دلیل ارائه نمایند و دادگاه(دادرس) نمی تواند دنبال دلیل برود ودست به جمع آوری آن بزند. زیرا براساس قاعده منع تحصیل دلیل جمع آوری دلیل برای دادرس ، ممنوع است.بلکه وظیفه ی دادرس این است که به دلایل طرفین دعوا رسیدگی نموده و حکم مناسب ،صادر نماید با وجود این در برخی موارد استثنائاتی بر این قاعده قائل شده اند که بیان می گردد:
1-موارد استناد به قانون خارجی : بهاین معنا که کسی که در دادخواست یا در جریان رسیدگی دادگاه ،به قانون خارجی استناد می کند،باید آن را ثابت کند یعنی متن قانون و ترجمه ی گواهی شده ی آن را در اختیار دادرس قرار دهد .ونیز اثبات کند که دراین موارد می توان به قانون خارجی استناد کرد وقانون خارجی وجود دارد و قدرت اجرایی در داخل کشور را دارا می باشد (تعارض قوانین).
2-موارد استناد به قواعد و عادات مسلمه مذهب رسمی ایرانیان غیر شیعه : چون در قانون آمده است که احوال شخصیه آنها به رسمیت شناخته شده و در موارد ی که مخالف نظم عمومی نباشد می توان بدان ها استناد کرد.بنابراین در این مورد باید مدعی ثابت کند مذهب رسمی غیر شیعه دارد و حکم دعوای او مربوط به ماده ای است که احوال شخصیه آنها را به رسمیت شناخته .
3-موارد استناد به عرف قراردادی: اگر ذینفع( اصحاب) دعوا،به عرف مسلم استناد کنند در این صورت بر دادرس است که حکم را صادر کند ولی در صورتی که به عرف قراردادی ویژه ی استناد کند ،تکلیف اثبات آن به عهده ی ذینفع می باشد.مثلاً هرگاه در قراردادی که دوتاجر امضاء کرده اند ،مقررشده باشد که محل و وضع کالا در بندر، طبق عرف تجاری آن بندر باشد ،مدعی باید عرف تجاری در آن بندر را برای دادگاه ثابت کند.
یکی از وظایف دادگاهها این است که در ستی وعدم درستی اظهارات طرفین دعوا را با توجه به دلایل که از ناحیه آنها ارائه شده است ،معین کند و بداند که تا چه اندازه ادله ی ارائه شده می تواند ادعاهای آنها را ثابت نمایند.
نکته : اگر قاضی به ظن معتبر رسید می تواند بر اساس آن حکم کند ولی درصورتی که از ادله ظن معتبر حاصل نشد در این صورت به اصول عملیه مراجعه می کند.
م1257 ق.م در این زمینه آورده است : « اصل برائت است، بنابراین اگر کسی مدعی حقی شود یا دین را ادعا کند، باید آن را اثبات کند» و م 198ق.آ.د.م : « در صورتی که حق یا دینی برعهده ی کسی ثابت شده،اصل بر بقای آن است مگر این که خلاف آن ثابت شود»
ماده 1292 – در مقابل اسناد رسمی یا اسنادی که اعتبار اسناد رسمی را دارد انکار و تردید مسموع نیست و طرف می تواند ادعای جعلیت به اسناد مزبور کند یا ثابت نمایدکه اسناد مزبور به جهتی از جهات قانونی از اعتبار افتاده است» .و ماده223 ق.آ.د. م : «خط،مهر ،امضا واثر انگشت اسناد عادی را که نسبت به آن انکا یا تردید یا ادعای جعل شده باشد ،نمی توان اساس تطبیق قرارداد،هر چند که حکم به صحت آن شده باشد»
س : آیا قاضی می تواند تحصیل دلیل کند؟ بله ، م199ق.آ.د.م. «در کلیه امور حقوقی ،دادگاه علاوه بر رسیدگی به دلایل مورد استناد طرفین دعوا، هرگونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد ،انجام خواهد داد،»
آنچهبهاجمالدربالابهآناشارهشدادلهاثباتدعوا،مصرحدرقوانینجاریکشوراستکهبهطورسنتیازبدوقانونگذاریدرکشور مامرسومبودهاست،اماواقعیتایناستکهپیشرفتبشردرعلوممختلفدرسدهاخیرچشمگیروغیرقابلانکاربودهاست،بیشکهمگام باپیشرفبشردرعلوممختلفبههماناندازهنیزبزهکارانوقانونگریزاننیزشیوههایمجرمانهخودراتغییردادهوبهطریق اولیجرایموتخلفاتجدیدیرخمینمایانند.ازآنجملهمیتوانبهجرایمسایبری،و…اشارهنمودلذالازماستقانونگذاردراین خصوصتجدیدنظرنمودهوراهکارهایتازهایبعنواندلایلاثباتدعوادرقانونپیشبینینماید،درقانونتجارتالکترونیکبه برخیازادلهجدیداثباتدعوااشارهشدهماننددادهپیام،امضاءالکترونیکی ماده6ق.تجارت الکترونیک: « نوشته الکترونیکی (داده پیام)رادرحکم نوشته ی سنتی قراردادهاست » به موجب بندب «ی» م 2ق.تجارت الکترونیک امضاء الکترونیکی عبارت از هرنوع علامت منظم شده یا به نحو منطقی متصل شده (داده پیام ) است که برای شناسای امضاء کنند ه ی آن مورد استفاده قرارمیگیرد. و به موجب ماده7همان قانون هرگاه قانون وجود امضاء را لازم بداند،امضاء الکترونیکی کفایت می کند.

